به بهانه کشف آثار باقی مانده از ارتش ۵۰ هزار نفری مدفون کمبوجیه در صحرای مصر مطلبی از جلد سوم کتاب تاریخ هرودت برداشت کردم که در پی می آید:
كمبوجيه (كامبيز) فرستادهاي به مصر فرستاد تا از دختر آمازيس پادشاه مصر خواستگاري كند. آمازيس كه از قدرت پارسها بيمناك بود تصميم گرفت تنها فرد باقي مانده از آپريس پادشاه قبلي، به نام نيتيس كه دختري بسيار بلند بالا و زيبا رو بود را به كمبوجيه معرفي كند.
ادامه مطلب...

به مادرم که خیلی زود تنهایمان گذاشت
اين روزها، ياد توست.
از تو نوشتن، قلمي توانا و هنري بيتا را طلب مي كند كه مرا توان آن نيست. تو بزرگتر از آن بودي كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني ات را داشته باشد .
چه كنم كه بيان حق شناسي سزاوارانه ات را نداشتم.انديشه قاصر و قلم الكن از آني است كه بتواند فرشته اي چون تو را بستايد يا به اداي تكليف چشمه اي از درياي والا مقامت را بشايد مادر.
چه كنم كه توشه اي بيش از اين در چنته نداشتم پس سخاوتمندانه همين دلواژه هاي نارسم را بپذير.
تنها نه به خاطر بهشتي كه به زير پاي توست. نه به خاطر لالايي هاي دلنوازت. نه به خاطر سرشت مهرآگين و عشق ورزيت. نه به خاطر قلب پاكباز و زيبايي نازكي خيالت و يا تردي روح دلنوازت. نه به خاطر خون واره ي چشمان اشكبارت.
کاش می دانستی كه بهار آرزوهايم به كرم ميزباني كريم تو گل افشان بودو رزق و روزي ام از بركت دعاي خلوت تو رونق مي گرفت مادر.
كاش مي توانستم به خون خود قطره قطره بگريم تا سرسپردگي هم را به خود باور كني و سبزي همه عمرم را فداي يك تار موي سپيدت مي كردم مادر.
كاش نقاب سينه ام را مي شكافتي و به قلبم كه از خون دل توست، مي رسيدي و در واقعيت كوچك من ، حقيقت بزرگ خود را مي يافتي مادر.
كاش عمود كمرم مي شكست تا عصاي كج شمشاد قامت خميده ات مي شدم مادر.
و اي كاش............ ......... ...
تقديم به مادرم و تمام
مادران رفته جنت مكان و خلد آشيان .
چه سخت است وداع با عزیزی که عاشقانه دوستش داشتم ... / یادداشت همسرم درباره مادرم


هنگامی که در 75 کیلومتری تختجمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی پاسارگاد ترک میکنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطرهانگیز سایه افکندهاند، پیش میرویم؛ به نظر میآید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو میرویم. انگار کودکان خونگرم و پرنشاطی که در روستاهای کنار راه، با خوشرویی و با مهر راه پاسارگاد را به شما نشان میدهند، و آن دخترکان زیبایی که با جامههای چیندار و بلند و رنگارنگ، گلهای بنفشه و بابونه صحرایی دشت پاسارگاد را میچینند تا داروی دردهای مادرانشان کنند؛ یادگارهایی گرانبها از هزاران سال پیش و از پاسارگاد خاموش و خفته در تاریخ و آن مردان بزرگ هستند.
هنوز هم دستان گرم و پرتوان مردان و بوی خوش نان و تنور خانگی زنان پاسارگاد نشان میدهد که اجاق ایرانیان همچنان روشن و همچنان گرم استآخر هفته بود که به همراه تعدای از خبرگزاری ها برای بازدید از اتمام پروژه مرمت آرامگاه کوروش به تخت جمشید و پاسارگاد رفتیم .



امروز در روزنامه جهان صنعت مطلبی در مورد اثرات منفی سریال حلقه سبز کار ابراهیم حاتمی کیا با عنوان "حلقه سبز موفق نبود" منتشر شد . در این نوشتار نکاتی در مورد اثرات منفی این سریال و تاثیرات آن بر روی بینندگان به خصوص اهداکنندگان عضو به چشم میخورد که به نظرم جای تامل بسیاری داشت . در آن مطلب آمده بود که در حدود ۱۱ نفر از علاقه مندان اهدای عضو پس از دیدن سریال و بی میلی حسن گلاب بيمار در حال کما از اهدای عضو خود پشیمان شده بودند.
با نگاهی به سریال های دنباله دار و پربیننده شبکه های تلوزیونی به این نکته پی میبریم که متاسفانه عمدتا نکات منفی فیلم ها و سریال ها بر روی بینندگان تاثیر گذاشته است . مانند سریال سالهای دور از خانه که پس از پايان سريال تعدادي از دانش آموزان دختر دبستاني تهران براي يافتن كار به راه آهن رفته و قصد خريد بليط شهرستان را داشتند.
متاسفانه اكنون نوبت به سريال حلقه سبز رسيده.حال كه نخستين سريال ساخته ابراهيم حاتمي كيا از نوعي متفاوت به خانه هاي مردم راه يافته مورد هجوم انتقاد جامعه پزشكان و از طرفي به ظاهر باعث پشيماني داوطلبان اهداي عضو شده است .
به نظر میرسد بروز اين گونه واكنش ها زاييده فقرفرهنگي حاكم بر بيشتر خانواده هاي ايراني است. چرا كه آنها همواره نيمه خالي ليوان را ميبيند. اگر خوب دقت كنيم ميبينيم كه هيچگاه از خود گذشتگي ها فداكاريها و ساير صفات مثبت انساني فيلم ها و سريال ها ي ايراني الگو و سرمشق عامه جامعه نبوده است .

پنجشنبه ۱۵ آذر ماه مصادف با دومین سالگرد شهادت ۶۰ نفر از اصحاب رسانه و صداو سیماست . دیشب در خیابان همسرخبرنگار شهیدایرنا را هنگام خرید فانوس دیدم .او قصد خرید ۶۰ فانوس به نیت ۶۰ گل پر پر شده هواپیمای C _130 را داشت. اما در چهره اش غباری از غم و ناراحتی نشسته بود. علت را جویا شدم. او ناراحت بود از اینکه صدا وسیما امسال هیچ مراسمی برای آن از دست رفتگان تدارک ندیده و خانواده ها امسال با همیاری و کمک یکدیگر مراسمی را در قطعه اصحاب رسانه و در محل مزار شهداي اين حادثه برگزار میکنند........
یاد محمد حسن غریب عکاس خونگرم ایسنا به خیر وقتی با مهدیه بحری خبرنگار ایسنا از مراسم بهره برداری از هواپیمای vip برمیگشتیم در میدان انقلاب به او گفتیم بیا از روی پله هوایی رد شیم او با خنده گفت :هر وقت برقیش کردند از روش رد میشم.....
یاد اسماعیل عمرانی خبرنگار تازه کار و ساده شهرستانی ایسنا به خیر اورا برای اولین و آخرین بار در برنامه خبری شرکت هما دیدم .یادم هست که از او کاغذ خبر گرفتم. هیچ گاه چهره ساده و غریبش از ذهنم پاک نمیشود.........
یاد علیرضا برادران به خیر "برای آخرین بار اورا در مراسم بهره برداری از هواپیمای vip دیدم .با خنده به بابک برزویه عکاس گفت :دلت بسوزه من دوقلو دارم ....
راستی که از بهترین بودند.یادشان گرمی باد..

همانطور که ملاحظه میفرمایید , این عروس داماد قلابی در نزديكي شمال بغداد دستگير شدند ظاهرا" آمريكايي ها به یک ماشين عروس و كاروان عروسي همراهش شك مي كنند . دستور توقف آن را داده و با تعجب میبینند که عروس آقا از آب در مي آيد و در حقیقت عروسي در كار نبوده حالا قضيه چه بوده الله اعلم...

چندی پیش به اتفاق همسرم با رضا رویگر ، بازيگر گفتگویی داشتم که امروز در روزنامه اعتماد ملی منتشر شد . مصاحبه را اینجا ميتوانيد بخوانید .

حوالی ساعت شش بعداز ظهر دیروز بود که به دفتر روزنامه اعتماد ملی رفتم . قرار بود گزارشی در مورد تامین قطعات هواپیما و ارتباط آن با تاخیر پروازها تهیه کنم . با یکی از مدیران سابق سازمان صنایع هوایی مشغول مصاحبه بودم که ناگهان او از فروش و واگذاری سازمان صنایع هوایی وابسته به سازمان گسترش و نوسازی خبر داد . با اشتیاق و بدون توجه به موضوع مصاحبه جزئیات واگذاری این شرکت را ازاو جویا شدم . وی تاکید کرد که هرگز در مصاحبه نامی از او ذکر نکنم . مشروح این مصاحبه در پایین صفحه یک روزنامه اعتماد ملی امروز (دوشنبه) چاپ شد که میتوانید اينجا بخوانید .






